سمانه ربانی پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۰

داشتن و نداشتن. ارنست همینگوی. مترجم: احسان لامع. موسسه انتشاراتی بوتیمار. چاپ اول. تهران: 1393. 1000نسخه.252صفحه. قیمت: 16500تومان.

این رمان چنین آغاز می‌شود:

آیا می‌دانید بامداد هاوانا با گدایانی که همیشه خدا کنار ساختمان می‌خوابند و حتی پیش از آن که واگن‌های حامل یخ دم در کافه برسند، چه شکلی است؟ راستش ما از میدان لنگرگاه به سمت کافه فرانسیسکو، واقع در خیابان پیرل رفتیم تا قهوه‌ای بخوریم. فقط یک گدا بیدار بود و داشت از فواره، آب می‌خورد. وارد کافه که شدیم و نشستیم، سه نفر منتظرمان بودند. یکی از آن‌ها سمت ما آمد و گفت:"خب."

داشتن و نداشتن داستان زندگی است. داستان خطر، داستان انسانی است که برای گذران زندگی اش دست به خطر می زند، از همه چیز می گرد. از مرزهای امنیت و ناامنی، از مرز عقل و بی خردی، از مرز تهور و شجاعت، از مرگ و زندگی و مرز داشتن و نداشتن. داشتن و نداشتن مرزها را ویران می کند. انسانی را نمایش می دهد که می تواند خود را از مرزی بگذراند و به منطقه خطر برود.

داستان مردی است که زندگی، فقر، بی کسی و کار سخت و جانفرسا وادارش می کند تهور را برای شیوه و شکل زیستش برگزیند. داشتن و نداشتن نمایشی است از داشتن و نداشتن. داستان ماجراجویی در مرزهای ناممکن زندگی و هستی است.

درست مثل خود نویسنده که سراسر عمرش را به ماجراجویی پرداخت. زخمی شدنش در جنگ جهانی اول و برخورد 200 تکه ترکش به بدن او و سفرهای توریستی به حیات وحش آفریقا نمونه هایی از ماجراجویی های نویسنده است.

اما موضوع داستان گرچه درباره تهور و ماجراجویی یک ماهیگیر است اما بیش از هر چیز نقدی است بر سیاست های روز جامعه، نقدی است بر اقتصاد بیمار زمانه نویسنده و بیشتر تاثیر سیاست را بر زندگی اقتصادی مردم نمایش می دهد که می تواند با انسان ها کاری کند که دیگر وجود مرز را درنیابند و سر به جنون گذاشته مرزها را طی کنند و خودشان را میدان جنگی مرگ آور بکشانند.

کسانی که داستان پیرمرد و دریا را از همین نویسنده خوانده باشند با سبک و سیاق نوشتاری وی آشنایند و می دانند همینگوی استاد جزیی نگاری است. استاد توصیف و تفسیر تمامی واقعه. داستان روایت زندگی یک ماهیگیر ساده است که با کرایه دادن کشتی خود به دیگران، زندگی می گذارند. او گه گاهی جنس قاچاق می کند. اما بر اثر رخداد و تیر خوردن توسط قاچاقچیان زندگی او شکل دیگری به خود می گیرد و داستان پرماجرای وی آغاز می شود.داشتن و نداشتن زندگی هری مورگان را روایت می کند که پیش از این به زندگی فقیرانه ماهیگیری می پرداخت و روزی که دیگر نمی تواند خانواده اش را تامین کند، بی اینکه متوجه باشد چه تغییراتی دارد در زندگی اش رخ می دهد آرام آرام به کار دیگری می پردازد. او ناگهان خودش را یک قاچاقچی انسان می یابد.

داستان نمایش مردمی است که گرفتار خطاها و زیاده خواهی های عده ای سیاستمدار شده اند. هری مورگان یکی از آنها است که نمی خواهد زیر بار نداشتن برود. دوست ندارد دست خالی به خانه برگردد و شرمنده خانواده اش باشد. می خواهد از همه توانش برای زندگی بگذارد و در سیستمی فاسد که در آن زندگی می کند تنها یک راه دارد و آن این که به سمت کارهایی برود که تهور فراوان نیاز دارد و در جایی پا بگذارد که از قاعده هایش زیاد باخبر نیست اما به زودی می تواند با هوشی که دارد قانون بازی را دریابد و به یک آدم کش بدل شود.

در طول داستان با شرایط سیاسی و اجتماعی امریکا نیز آشنا می شویم.

ارنست میلر همینگوی نویسنده برجسته امریکایی برنده جایزه نوبل ادبیات است. وی از پایه گذاران سبک وقایع نگاری ادبی است. وی در جنگ جهانی اول بر اثر ترکش زخمی می شود و در خط مقدم جنگ داخلی اسپانیا شرکت می کند. سپس به سفرهای توریستی می رود و سری به حیات وحش می زند. ماهیگیری و شکار حیوانات وحشی و سپس زندگی در کوبا وی را به کلی متفاوت می کند. همینگوی درسال 1961 با یک اسلحه شکاری به مغز خود شلیک می کند و به زندگی اش پایان می دهد. از مهمترین رمان های وی پیرمرد و دریا، زنگ ها برای که به صدا در می آیند، تپه های سبز آفریقا، مردان بدون زنان و وداع با اسلحه است.

این داستان در 18 فصل و سه بخش بهار پاییز و زمستان روایت می شود. فصلی که مورگان هنوز معصومیت خود را دارد فصل بهار است. فصل پاییز در دو بخش کوتاه روایت می شود و عمده داستان اختصاص دارد به فصل سرد زمستان که شخصیت الی در این فصول با سختی های فراوان و ماجراهای پیچیده ای دست به گریبان است.



شارژ سریع موبایل