ندا نیک روش جمعه ۲۱ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۰:۰۰

قمری‌ها همه مرده بودند. آقای اخوان هم توی کوچه بود. یک پنکه دستش گرفته بود و داشت می‌رفت. یک آقایی هم آمد و به مامان فریبرز گفت «زری خونه‌ات خراب شد» مامان بزرگ دوباره گریه کرد.



شارژ سریع موبایل

خرید کارت شارژ

20000 تومان1000 تومان
50000 تومان500 تومان